این مقاله به بررسی روششناسی اجتهادی شیخ مرتضی انصاری، فقیه برجسته شیعه در قرن سیزدهم هجری، میپردازد. روش او، که مبتنی بر تلفیق عقل، نقل، اجماع و سیره عقلا است، فقه شیعه را به علمی پویا و پاسخگو به نیازهای زمانه بدل کرد. با تکیه بر آثاری چون فرائد الأصول و المکاسب، شیخ انصاری قواعد اصولی و فقهی نظیر استصحاب، برائت و لاضرر را بازتعریف کرد و چارچوبی نظاممند برای استنباط احکام در مسائل نوپدید ارائه نمود. این روششناسی، که ریشه در سنتهای کهن فقهی و نوآوریهای عقلانی دارد، نهتنها حوزههای علمیه را متحول کرد، بلکه میراثی جاودان برای فقه معاصر به جای گذاشت. مقاله حاضر با استناد به منابع معتبر فقهی، این روش را با بیانی شیوا و عمیق کاوش میکند.