این مقاله به بررسی تطبیقی مسئله «حجیت قطع» در اندیشه سه تن از بزرگترین علمای اصول فقه شیعه، یعنی شیخ مرتضی انصاری، آخوند محمدکاظم خراسانی و امام خمینی (ره) پرداخته است و بیان شده که هر سه عالم بر لزوم عقلی تبعیت از قطع و عدم نیاز آن به جعل شارع اتفاقنظر دارند، اما در تبیین مبانی این حکم، رویکردهای متفاوتی اتخاذ کردهاند.مولف در این مقاله به رویکرد هر کدام از این بزرگان و وجه تفاوت بین آنها اشاره و بیان کرده است که شیخ انصاری و آخوند خراسانی، حجیت قطع را امری ذاتی و از لوازم انفکاکناپذیر آن دانسته اند. شیخ بر طریقیت تامه و عدم واسطهگری قطع تأکید دارد و آخوند با بیانی فلسفی، آن را از لوازم ذاتی ماهیت و غیرقابل جعل تألیفی برشمرده است. در مقابل در بیان نظر امام خمینی اشاره شده که ایشان با نقدی بنیادین بر این دیدگاه، ذاتی بودن حجیت و کاشفیت را رد کرده و با تفکیک دقیق میان «ماهیت» و «وجود»، حجیت را نه امری ذاتی، بلکه یک «حکم عقل عملی» دانسته که به دلیل عقلی بودن و نه ذاتی بودن، از جعل شارع بینیاز است. این پژوهش ضمن تبیین این دیدگاهها، به مقایسه نقاط اشتراک و افتراق آنها پرداخته و سیر تطور و تعمیق این بحث مهم اصولی را به تصویر میکشد