فقه اسلامی، بهعنوان رکن اصلی نظام حقوقی، همواره در برابر تحولات اجتماعی و نیازهای مستحدثه قرار گرفته است. از حیاتیترین پرسشها در دنیای متجدد کنونی، پاسخ به ظرفیت فقاهت سنتی حوزه در قبال نیازهای جدید دنیای مدرن است. امام خمینی (ره) و آیتالله خامنهای، هر دو بهعنوان ولی فقیه و مجری فقه در جامعه، در زمینه اجتهاد و تحول فقه، رویکردهای قابلتوجهی ارائه دادند. در این پژوهش، تلاش شد تا دیدگاههای این دو فقیه برجسته در زمینه فقه سنتی و فقه پویا، و نقش آن در حکمرانی نظام اسلامی، با رویکردی توصیفی-تحلیلی و استفاده از روش کتابخانهای بررسی و تطبیق داده شود. نتایج بهدستآمده نشان دادند که دیدگاههای فقهی این دو رهبر از یک منطق واحد پیروی میکنند که در آن فقه سنتی بهعنوان مبنای استخراج احکام و فقه پویا (اجتهاد جواهری و پویا) بهعنوان سازوکار پاسخگویی به مسائل نوظهور در نظر گرفته میشود. نتایج نشان داد که پویایی فقه در اندیشه این دو فقیه، یک پدیده ذاتی و لازمه تفقه صحیح است، نه جواز تأسیس "فقه جدیدی" مجزا از مبانی اصیل. امام خمینی (ره) با طرح ضرورت دخالت عنصر زمان و مکان در استنباط، عملاً بستر نظری را برای اجتهاد امتساز و تولید نظامات اجتماعی فراهم آوردند. آیتالله خامنهای نیز با تعمیق این نگرش، فقه را به "فقهالله الاکبر" (شامل تمام جوانب زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی) تعبیر کردند و فقیه را ملزم ساختند که با همان دقت فقه جواهری، به مسائل کلان حکومتی و اقتصادی نوظهور پاسخ شرعی دهد.