پژوهشگر موسسه معارف اهل بیت علیهم السلام و استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب
چکیده
درمان هیپنوتیزمی و بهکارگیری خلسه مغناطیسی در روانشناسی و پزشکی بالینی، یکی از مؤثرترین روشهای درمانی شناخته میشود. با این حال، از منظر فقهی، این پدیده همواره مورد اختلاف بوده است. پژوهش حاضر به نقد و بررسی امکان تطبیق قواعد تحریمی مرتبط با سحر بر هیپنوتیزم میپردازد. در این راستا، ابتدا قواعد تحریمی مرتبط با سحر مورد تحلیل قرار گرفته و سپس انطباق این قواعد بر هیپنوتیزم ارزیابی شده است. یافتهها نشان میدهند که قواعد تحریمی سحر قابل انطباق بر هیپنوتیزم نیست. همچنین، پژوهش حاضر نشان میدهد که قواعدی همچون «تسلیط» در صورت وجود اذن، «لاضرر» و «تجسس» بر هیپنوتیزم درمانی صدق نمیکنند. در نهایت، تمامی مراحل هیپنوتیزم که ذیل عنوان «علاج» قرار گیرند، از نظر فقهی جایز محسوب میشوند. با این حال، خروج هیپنوتیزم از دایرهی علاج ممکن است تحت عناوینی چون «تجسس»، «تسلیط»، «خدعه» و قاعدهی «لاضرر» قرار گیرد که در این صورت، حرمت هیپنوتیزم اثبات میگردد. پژوهش حاضر بهطور جامع مفاهیم فقهی و تحلیلی مرتبط با هیپنوتیزم را بررسی کرده و نشان میدهد که با تمایزگذاری میان علاج و سایر کاربردهای احتمالی این پدیده، میتوان حکم شرعی آن را روشنتر تبیین کرد.