این مقاله به مقایسه دیدگاههای شیخ مرتضی انصاری و آخوند خراسانی درباره اجماع منقول، بهعنوان یکی از ادله شرعی در فقه شیعه، میپردازد. شیخ انصاری در فرائد الأصول و المکاسب، حجیت اجماع منقول را مشروط به صحت نقل و اتصال به رأی معصوم (ع) میداند و بااحتیاط علمی، آن را کاشف سنت معصوم تلقی میکند. در مقابل، آخوند خراسانی در کفایة الأصول، با رویکردی فلسفیتر، حجیت اجماع را تنها در صورت کاشفیت قطعی از رأی معصوم پذیرفته و اجماعهای مبتنی بر گمان را رد میکند. این مقایسه، با استناد به منابع معتبر فقهی، نشاندهنده همگرایی در تأکید بر کاشفیت و واگرایی در روششناسی است که به پویایی اصول فقه شیعه کمک کرده است. مقاله، تأثیرات این دیدگاهها بر حوزههای علمیه و چشمانداز آینده اجماع منقول را نیز بررسی میکند، با نثری که خواننده را به عمق حکمت فقهی رهنمون میسازد.