وضع در علم اصول، یکی از مباحث زیربنایی است که بر تمامی بحثهای لفظی تأثیر میگذارد. نگاه عالم اصولی در گستره این بحث، نقش تعیینکنندهای دارد. نویسنده در این مقاله نشان داده است بررسی وضع با نگاه ادراکات اعتباری و تطبیق قوانین آن، نه تنها به شناخت دقیقتر مسئله کمک میکند، بلکه از خلط میان حقیقت و اعتبار در تحلیل رابطهی لفظ و معنا جلوگیری مینماید. بسیاری از اصولیها به علت عدم رعایت این مسئله، به جای تبیین مفهوم وضع، به مسائل دیگری مانند واضع و اثر وضع پرداختهاند. از طرفی این رویکرد، افق جدیدی را پیش روی اصولیها میگشاید و بحث وضع را فراتر از طور لفظی، به عنوان روح حاکم بر نظام اصولی مطرح میکند که رابطهی لفظ و معنا به عنوان نمونهای از آن مطرح میشود و تمامی اعتباریات، از جمله اعتباریات نظام اجتماعی انسان، تحت تأثیر این بحث قرار دارند. هدف این تحقیق، اصلاح نگرش اصولیها به مسئلهی وضع است تا به ملاک صحیح تفکیک میان حقیقت و اعتبار در مسائل علم دست یابند و علاوه بر عبور از از پیچیدگیهای تحلیل مسئلهی وضع، در تحلیل عرفیات و استنباط فقهی، از قوانین حاکم بر اعتباریات بهرهمند شوند.