مقاله حاضر تلاش کرده تا با ارائه تحلیلی جامع از نظام اصولی مرحوم مظفر بتواند تصویری روشن از این نظام ارائه دهد. در این راستا ابتدا به تعریف علم اصول از منظر مرحوم مظفر و سپس ملاک تمایز علوم از دیدگاه ایشان و مقایسه اجمالی آن با دیدگاه مرحوم آخوند پرداخته شده است. در ادامه جایگاه و نقش قیاس در این نظام اصولی و همچنین تبیینی از جایگاه اصولعملیه در ساختار اصولی ایشان و ارتباط آن با تقسیمبندی احکام از منظر مرحوم مظفر مورد بحث قرار گرفته است. از عناوین دیگری که به ادراک دقیقتری از نظام اصولی مرحوم مظفر کمک میکند ترتیب تقسیمبندی مقاصد أُصولالفقه و همچنین فهم مفهوم حجت در این دستگاه اصولی است که در نوشتار حاضر با تفصیل خوبی ارائه شده است