شناخت ساختار و نحوه چیدمان مسائل یک علم، از ضرورتهای ابتداییِ ورود در آن علم محسوب میشود؛ چرا که ارائه نقشه کلی علم، راه تعلیم و تعلّم آن برای معلم و متعلم هموار کرده و از ایجاز مخل و اطناب ممل، جلوگیری خواهد کرد؛ ناگفته پیداست که علم اصول فقه، جزو مهمترین علومی است که در مسیر اجتهاد مورد استفاده قرار میگیرد و لذا آشنایی با نظام علم اصول، اهمیتی مضاعف پیدا میکند؛ هر یک از اصولیین کوشیدهاند که به سهم خود، ساختاری برای علم اصول ارائه کنند که جامع جمیع مسائل اصولی و همچنین مانع مباحث غیر اصولی باشد؛ در این میان شیخ انصاری ره که کتاب فرائد الأصول ایشان همچنان متن کتب درسی طلاب حوزههای علمیه است، نقش بسزایی در نوآوری و تبویب علم اصول داشته است. در این مقاله کوشش میشود که نظام اصولی شیخ انصاری در کتاب فرائدالأصول بررسی شده و با مطرح کردن انتقاداتی که اصولیون پس از شیخ انصاری به این نظام اصولی وارد کردهاند، به انتقادات مذکور پاسخ داده شود؛ عمده مسیری که در این پژوهش پیموده میشود، استناد به خود متن فرائدالأصول بوده و سعی میشود تفسیری متعالی از متن فرائدالأصول -به گونهای که اشکالات متاخرین به آن وارد نباشد- ارائه شود.